فرشته شهریوری

 
متنهای عاشقانه و زیبا
نویسنده : ســـــــمـــــــــا - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٧
 

 

 

هر روز صبح وقتی چشمانم را میگشایم به خود میگویم من این قدرت را دارم که امروز خوشحال باشم و یا غمگین...

من میتوانم آنچه را که باید باشم انتخاب کنم.دیروز مرده است...فردا که هنوز نرسیده است.من فقط یک روز دارم...همین امروز....و من میخواهم که در آن خوشحال باشم و حتما خوشحال خواهم شد ...

من برای آنها که دوستم دارند زندگی میکنم...

آنها که مرا همانگونه که هستم می شناسند...

برای تمام خوبیهایی که میتوانم انجام دهم....

 

 

 

برای دیدن ادامه متنها و عکسهای زیبا به ادامه مطلب برید...

 


 

درس زندگی:

بر لب جویی و در کنار کسی که دوستش داشتم نشسته بودم.کف دستش را در جوی فرو برد و آن را بیرون آورده و به من نشان داد و گفت:آبی که کف دستم جای گرفته میبینی؟این نشانه عشق من است!

و به راستی چنین بود...مادامیکه دستانمان را با دقت باز نگه داریم آب در کف دستها باقی میماند.اما اگر انگشتانمان را سفت و سخت به هم بچسبانیم و و سعی کنیم که آبها را به اجبار در دستهایمان نگه داریم یک قطره آب هم در کف دستهایمان باقی نمی ماند.

اینست بزرگترین اشتباهی که مردم در هنگام عاشق شدن مرتکب میشوند...آنها میخواهند عشق را به اجبار حفظ کنند...به او امر کنند ...از او انتظار دارند...او را محدود میکنن...

بدینگونه است که عشقشان همچون همان آبها با کوچکترین تکانی از بین میرود و نابود میشود...

عشق باید آزاد باشد ...شما نمیتوانید طبیعت عشق را تغییر دهید...

اگر کسی را دوست دارید اجازه بدهید آزاد باشد...او را زندانی افکار و عقاید خود نکنید...

بدهید اما انتظار گرفتن نداشته باشید....

متقاعد کنید اما امر نکنید...

حفظ کنید اما اسیر نکنید...

خواهش کنید اما دستور ندهید...

 

===================================================

=====================================================

 

 

بیا پیشم بمون تنها نمونم

می خوام تا ابد واست بخونم

می خوام بگم عشق پرزده

تو دل من کلی غم زده

اگه بیای بمونی پیشم

تا ابد راضی میشم


ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

شمع و پروانه که سوختند ما کاشتیم

عشق از سه حرف تشکیل شده

ع ش ق اینجوری تعریف شده

علاقه شدید قلبی معنی شده

دوست داشتن با عشق درگیر شده

عشق پرزده تنها

میای پیشم فردا

مثال عشقمون مثل آدم و حوا

عشق پر زده تو ور خدا برگرد

دیدی قیامت همه جوره باهات سر کرد


زیر لب اسمم و می کردی زمزمه

شنیدم خونه عشقت اومده زلزله

میدونم که قلبت برام دلتنگه

همه حرفایی که میزنم یکرنگه

می اومدی پیشم می کرد قلبم تاپ تاپ

هر وقت می رفتی ساعت می کرد تیک تاک

اینو بدون عاشقتم صد در صد

همیشه تو دریایی و قطرم من


آره منم همونیکه چشماش خیسه

به عشق تو اشکاش لبرزیه

کل زندگیم و باختم به یه لبخند

فقط دارم توی زندگی یه ترفند

قیامت می خوام بکنمت پرستش

اما نمیذارند دشمنای نفس کش

دشمن و بی خیال شو همیشه هستش

می خوام صدات کنم بهت بگم پرستش


بیا پیشم بمون تنها نمونم

می خوام تا ابد واست بخونم

می خوام بگم عشق پرزده

تو دل من کلی غم زده

اگه بیای بمونی پیشم

تا ابد راضی میشم


ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

شمع و پروانه که سوختند ما کاشتیم


تک و تنها نشستم بدون یارم

وقتی اون نیست من خیلی خارم

آسمون و نگاه می کنم مه شده

یاد خاطراتم میفتم گم شده

به عشقت میخونم حس قلبم

میذارم کف دست تو حرفم

چه جوری بهت بفهمونم می خوامت

می خوام بذارم دستم و رو لبت

بکنمت ترک و می خوام بگمت

بوسه نگو می خوام بدمت


هر وقت دستت و میدادی دستم

ضربان قلبم می رفت رو 700

همیشه هستم تو خواب و بیداری

وقتی تو نیستی من هستم تو خماری

چرا نمیای بهم بگی بی حالی

از وقتی که رفتم بیماری

چرا کم سو شده چشای گربه ایت

رنگت پریده و انگاری مرده ای


چند وقته که رفتی شدم ساکت

هر شب می خوابم به امید خوابت

نگاه می کنم به عکسمون تو قاب نقره ای

که الان کنار حاله

بغل عکست من مثل خارم

نقره داغم کردی ولی نرفتی از یادم


بیا پیشم بمون تنها نمونم

می خوام تا ابد واست بخونم

می خوام بگم عشق پرزده

تو دل من کلی غم زده

اگه بیای بمونی پیشم

تا ابد راضی میشم


ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

شمع و پروانه که سوختند ما کاشتیم

عاشق منم، ساده دل منم

اگه من منم اون عاشق تو قصه ها منم

اگه نیازم نذار ببازم

بذار تو دلت خونه عشق و بسازم

این بود عشق من تا ابد بهت تشنم

بودی تو بهشتم تویی فرشتم

همه کف دستم با خون نوشتم

که تویی و میمونی تنها عشقم

پس چرا بهم نگفتی یک کلام

که من تو رو دوست دارم اردلان

بی تو من نمی تونم باشم در امان

امیر اردلان مردست دیگه از الان

دیگه رفتم بستم

حالا شدم خسته

کسی که بی تو الان تنها نشسته

می تونی صدام کنی عاشق دل شکسته

آروم آروم بخاطرت چشام میشه بسته

 

 

===========================================

===========================================

 

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی وببینی که دیگه دوستش نداری ....خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون کسی که جونتوواسش گذاشتی ....خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفامی سوزونه گاهی قلب وزهر تلخ بعضی حرفا  ...خیلی سخته اون کسی که اومدوکردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه...خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم شه نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه ...خیلی سخته اون کسیکه گفت واسه چشمات می میره بره ودیگه سراغی ازتوونگات نگیره ....خیلی سخته نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه ...خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفرشه تازه فردای همون روزدوست عاشقش خبر شه ...خیلی سخته که دلی روبا نگات دزدیده باشی وسط راه اما ازعشق،یه کمی ترسیده باشی ...خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی ازخودت می پرسی یعنی،میشه اون بره زمانی؟...خیلی سخته توی پاییزباغریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی ...خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه ...خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلاییکاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفاییخیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه چقدر از گریه اون شب،چشم تو سرش شلوغه ...خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت ...خیلی سخته بودن تو واسه اون بشه عادت دیگه بوسیدن دستات واسه اون بشه عبادت ...خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی تا که بین دوپرستو نباشه هیچ اختلافی ...خیلی سخته اونکه دیروز واسش یه رویا بودیاز یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بود...یخیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روزشددوباره خیلی سخته که من وتو همیشه باهم بمونیم 

انقدرعاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم

 

 

 

==========================================

============================================

 

برای ماندنش به خدا التماس کردم از خدا خواستم از حمایت ما رو بر نگرداند  

که من بی او هیچم نیمه شب ها برایش دعا کردم

  اه کشیدم ولی او رفت و خدا گریه هایم را نشنید و ندید و دعا هایم را نشنید و  مورد اجابت قرار نداد

و او را برد و ان زمان بود که من از همه و هر چه داشتم بریدم  و های های گریستم و او رفت

و من فقط ناظر رفتن او بودم رفتنی که هیچ امیدی به بازگشت ان ندارم ونخواهم داشت و

امروز من او را برای همیشه از دست داده ام نه می توانم او را حس کنم

و نه در آغوش بگیرم او رفت گر چه برایم همیشه ماندگار است

 


 

 

================================================

==================================================

 

کسی رو برای دوست داشتن انتخاب کن که قلب بزرگی داشته باشه تا مجبور

نشی به خاطر اینکه تو قلبش وارد بشی خودت را کوچک کنی

 

 

===================================================

=================================================

 


 

آدمی دو قلب دارد !


قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حظورش بی خبر.

قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می تپد

همان که گاهی می شکند

گاهی می گیرد و گاهی می سوزد

گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه

و گاهی هم از دست می رود...


با این دل است که عاشق می شویم

با این دل است که دعا می کنیم

با همین دل است که نفرین می کنیم

و گاهی وقت ها هم کینه می ورزیم...



اما قلب دیگری هم هست.قلبی که از بودنش بی خبریم.

این قلب اما در سینه جا نمی شود

و به جای اینکه بتپد.....می وزد و می بارد و می گردد و می تابد

این قلب نه می شکند نه میسوزد و نه می گیرد

سیاه و سنگ هم نمی شود

از دست هم نمی رود



زلال است و جاری

مثل رود و نسیم

و آنقدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی ماند

بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد


این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کند

وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد

وقتی تو می رنجی او می بخشد...


این قلب کار خودش را می کند

نه به احساست کاری دارد نه به تعلقت

نه به آنچه می گویی نه به آنچه می خواهی



و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند

به خاطر قلب دیگرشان

به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند .